<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بنام خدا</title>
<link>https://sicher.blogfa.com</link>
<description>این وبلاگ دیگر برای تست کردن نمیباشد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 05 Jan 2009 19:09:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>خیلی کلافه ام خیلی بیشتر از خیلی</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/33</link>
<description></description>
<pubDate>Mon, 05 Jan 2009 19:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>darya</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/32</link>
<description>مي تراويد آفتاب از بوته ها. ديدمش در دشت هاي نم زده مست اندوه تماشا ، يار باد، مويش افشان ، گونه اش شبنم زده. لاله اي ديديم - لبخندي به دشت- پرتويي در آب روشن ريخته. او صدا را در شيار باد ريخت: &quot;جلوه اش با بوي خنك آميخته.&quot; رود، تابان بود و او موج صدا: &quot;خيره شد چشمان ما در رود وهم.&quot; پرده روشن بود ، او تاريك خواند: &quot;طرح ها در دست دارد دود وهم.&quot; چشم من بر پيكرش افتاد ، گفت: &quot;آفت پژمردگي نزديك او.&quot; دشت: درياي تپش، آهنگ ، نور.</description>
<pubDate>Fri, 14 Nov 2008 17:11:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>sicher</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>شکست ترانه</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/31</link>
<description>ميان اين سنگ و آفتاب ، پژمردگي افسانه شد. درخت ، نقشي در ابديت ريخت. انگشتانم برنده ترين خار را مي نوازد. لبانم به پرتو شوكران لبخند مي زند. - اين تو بودي كه هر وزشي ، هديه اي نا شناس به دامنت مي ريخت ؟ - و اينك هر هديه ابديتي است. - اين تو بودي كه طرح عطش را بر سنگ نهفته ترين چشمه كشيدي ؟ - واينك چشمه نزديك ، نقشش در خود مي شكند. - گفتي نهال از طوفان مي هراسد. - و اينك بباليد ، نو رسته ترين نهالان! كه تهاجم بر باد رفت.</description>
<pubDate>Fri, 14 Nov 2008 17:10:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>sicher</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>نان ماشینی</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/30</link>
<description>آسمان تعطیل است بادها بیکارند ابرها خشک و خسیس هق هق گریه ی خود را خوردند من دلم می خواهد دستمالی خیس روی پیشانی تب دار بیابان بکشم دستمالم را اما افسوس نان ماشینی در تصرف دارد ...... ...... ...... آبروی ده ما را بردند!</description>
<pubDate>Sat, 08 Nov 2008 13:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>darya</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/29</link>
<description></description>
<pubDate>Mon, 03 Nov 2008 12:50:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>darya</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>سهراب</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/28</link>
<description>زنده باد نامت... زنده باد یادت... زنده باد عطر نفسهایت... در دور دست قويی پريده بی گاه از خواب شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد لب‌های جويبار لبريز موج زمزمه در بستر سپيد در هم دويده سايه و روشن. لغزان ميان خرمن دوده شبتاب می‌فروزد در آذر سپيد همپای رقص نازك نيزار مرداب می‌گشايد چشم تر سپيد. خطی ز نور روی سياهی است: گويی بر آبنوس درخشد رز سپيد ديوار سايه‌ها شده ويران دست نگاه در افق دور كاخی بلند ساخته با مرمر سپيد.</description>
<pubDate>Wed, 29 Oct 2008 17:15:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sicher</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>گناهی ندارم</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/27</link>
<description>آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟. بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند !!!!!! بر خاک بخواب نازنين تختي نيست آواره شدن حکايت سختي</description>
<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 18:20:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sicher</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>امید داشته باش</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/26</link>
<description>فرصتها را غنیمت شماری تا خواهی و پا به پای لحظه ها به سمت روشنی قدم برداری احساس زخمی دیروز بند بند وجودت را نشانه می گیرد و تمام بغض های فروخورده بی اختیار راه نفست را می بندد می دانم عاشق شدن سخت است اما تا کی سکوت مرهم حرفهای نا گفته می شود بگذار رویای شیرین دیروز در لحظه های سبز امروز جاری باشد شاید در فردا های دور بخواهی خاطراتت را ورق بزنی دیگر کافیست تا کی غربت پاییز را باید در چشمها دید و حسر ت سالهای بر باد رفته را چون قصه های ناتمام دوباره از نو</description>
<pubDate>Mon, 20 Oct 2008 11:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>darya</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>سفر</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/25</link>
<description>پس از لحظه هاي دراز بر درخت خاكستري پنجره ام برگي روئيد و نسيم سبزي تار و پود خفته مرا لرزاند . و هنوز من ريشه هاي تنم را در شن رؤ ياها فرو نبرده بودم كه براه افتادم . *** پس از لحظه هاي دراز سايه دستي روي وجودم افتاد و لرزش انگشتانش بيدارم كرد . و هنوز من پرتو تنهاي خودم را در ورطه تاريك درونم نيفكنده بودم كه براه افتادم . *** پس از لحظه اي دراز پرتو گرمي در مرداب يخ زده ساعت افتاد و هنوز من در مرداب فراموشي نلغزيده بودم كه به راه افتاد *** پس از لحظه هاي</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 13:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>darya</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title>زمستان</title>
<link>https://sicher.blogfa.com/post/24</link>
<description>سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت سرها در گريبان است كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند كه ره تاريك و لغزان است وگر دست محبت سوي كسي يازي به اكراه آورد دست از بغل بيرون كه سرما سخت سوزان است نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك چو ديدار ايستد در پيش چشمانت نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟ مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...</description>
<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 13:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>darya</dc:creator>
<guid>sicher.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
</channel>
</rss>
